عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

245

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

آنگاه روى به قاتل آورد و گفت : « خويشاوندى خود را كشتى و پيوند خويشاوندى را بريدى و از افراد خود كاستى ، خداى جز تو را دور نگرداند . » « 14 » و دربارهء قيس بن عاصم ، شاعر مىگويد : [ از بحر طويل ] 677 عليك سلام اللّه قيس بن عاصم * و رحمته ما شاء ان يترحّما « 15 » 678 تحيّة من ألبسته ثوب نعمة * اذا زارعن شحط بلادك سلّما « 16 » 679 فلم يك قيس هلكه هلك واحد * و لكنّه بنيان قوم تهدّما « 17 » و احنف مىگفت : « براى كسب بردبارى و حلم به نزد قيس بن عاصم رفت و آمد كرديم چنان كه فقيهان بسوى فقه رفت و آمد مىكنند » . و عبد اللّه بن بكر برايم نقل كرد ؛ گفت : « متشمّس بن معاويه عموى احنف بر

--> ( 14 ) - آن داستان را سيّد مرتضى ( الشريف المرتضى ) در كتاب الامالى ، ج 1 ، ص 76 ، و ابو الفرج در كتاب الاغانى ، ج 14 ، ص 74 ، چاپ دار الكتب ، و ميدانى در كتاب مجمع الامثال ، ج 1 ، ص 220 نقل كرده‌اند . ( 15 ) - در الاغانى ، ج 14 ، ص 83 آمده است : « ميان قيسم بن عاصم و عبدة بن طبيب كشمكش بود ، قيس بن عاصم از او دورى گزيد ، سپس عبده ديه خونى را در ميان قومش به عهده گرفت ، و در طلب آنچه به عهده گرفته بود خارج شد ، و شترانى را جمع‌آورى كرد ، قيس بن عاصم گذرش به او افتاد و او براى كامل شدن ديه در جست‌وجو بود ، قيس گفت : « عبده براى چه در طلب است ؟ » به او خبر داده شد ؛ قيس تمام ديه را از مال خودش بسوى او پيش آورد ، و گفت : « به او بگوييد : « از آنچه نزد او جمع شده بهره‌مند شود و اين شتران را به نزد قوم براند » عبده گفت : « هان به خدا سوگند اگر آشتى من با او پس از اين كار بر من ننگ نبود ، با وى آشتى مىكردم ، و ليكن اكنون بسوى قوم خود بازمىگردم ، سپس مىآيم و با او آشتى مىكنم » وى شتران را برد ، سپس بازگشت ، و با مرگ قيس روبرو شد ، پس بر سر قبر او ايستاد ، و اين اشعار را خواند : « عليك . . . . . . » ابو الفرج پس از آن ، در صفحه 90 مىگويد : « چون قيس وفات كرد ، مرداس بن عبدة بن منبه براى او مرثيه خواند و گفت : « و ما كان قيس . . . . . . » آن اشعار منسوب به عبدة بن الطبيب است . ( الحماسة البصريّة ، ج 1 ، ص 207 ) ( 16 ) - در نسخه اصل چنان است ، امّا در الحماسة البصريّة ، ج 1 ، ص 207 « تحيّة من غادرته غرض الردى » ضبط شده است . ( 17 ) - در نسخه اصل چنان است ، امّا در الحماسة البصريّة فما كان قيس ضبط شده است .